۲۵ فروردین ۱۳۹۸
فروردین ۲۵, ۱۳۹۸

شخصیت اسکیزوتایپال

فروردین ۲۵, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

شخصیت اسکیزوتایپال

شاید افرادی را دیده باشید که مشکلات زیادی در ایجاد و حفظ روابط نزدیک با دیگران دارند. از طرفی بی نظمی های رفتاری در آن ها بسیار به چشم می خورد. در کنار این نشانه ها دارای افکاری عجیب و غریب و درکی متفاوت از محیط خود هستند. اگر با چنین فردی در ارتباط هستید بهتر است درباره ویژگی های منحصر به فرد شخصیت اسکیزوتایپال بیشتر بدانید.

شخصیت اسکیزوتایپال

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال حتی به نظر افراد غیر متخصص هم بسیار عجیب و غریب می‌آیند. تفکر جادویی، عقاید منحصر به فرد، افکار انتساب به خود، خطاهای ادراکی و مسخ واقعیت همگی جزء زندگی هر روزه فرد اسکیزوتایپی است.

علائم مبتلایان اختلال شخصیت اسکیزوتایپی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی تفکر، رفتار و ظاهر فرد بیمار را شامل می‌شود. در اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، تفکر و نحوه ارتباط برقرار کردن، مختل شده‌است. نواقصی در روابط اجتماعی و بین فردی که مشخصه آن، بروز رنج و مشقتی حاد در روابط صمیمانه و کاهش قابلیت داشتن این روابط و نیز تحریفات شناختی یا ادراکی و نیز نامتعارف بودن رفتار است، به‌طوری‌که این الگوی نافذ در زمینه‌های مختلف به چشم آید.

بیماران اسکیزوتایپی تکلمشان متمایز یا ویژه است، ممکن است معنایش را فقط خودشان بفهمند، و اغلب نیازمند تفسیر است. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی ممکن است از احساسات خود باخبر نباشند؛ اما به کشف احساسات دیگران به ویژه حالات عاطفی منفی ای مثل خشم، بسیار حساس‌اند.

آن‌ها ممکن است افکاری خرافی داشته باشند یا مدعی غیب بینی و داشتن سایر قدرت‌های فکری و بصیرت‌های ویژه باشند. جهان درونی آن‌ها ممکن است پر از ترس‌ها و تخیلات کودکانه و نیز رابطه با افرادی خیالی و تصوری باشد که آن‌ها را به وضوح می‌بینند. ممکن است اعتراف کنند که خطای ادراک یا درشت بینی (ماکروپسی) دارند و افراد را مثل آدم‌های چوبی یا چیزی شبیه آن می‌بیند.

آنها روابط بین فردی مخدوشی دارند و ممکن است اعمال نامناسبی از آن‌ها سر بزند. در نتیجه، آدم‌هایی منزوی اند و دوستی ندارند یا بسیار کم دارند. این گونه بیماران ممکن است برخی از خصایص اختلال شخصیت مرزی را هم از خود نشان دهند و در واقع می‌شود این دو تشخیص را هم‌زمان نیز در کسی مطرح کرد.

بیماران دچار اختلال شخصیت اسکیزوتایپی اگر تحت فشار روانی واقع شوند، ممکن است از حال عادی خارج شوند و علایم روان‌پریشی پیدا کنند، اما مدت این علایم معمولاً کوتاه است. در حالات شدید، بی لذتی و افسردگی شدید هم ممکن است وجود داشته باشد.

ویژگی‌های اختلال اسکیزوتایپال

– افکار انتساب به خود (نه هذیانهای انتساب به خود)

– اعتقادات عجیب یا افکار جادویی که بر رفتار اثر بگذارند و با هنجارهای برآمده از خرده فرهنگِ فرد همخوانی نداشته باشند (مثل خرافاتی بودن، اعتقاد به غیب بینی، دور آگاهی (تله پاتی)، یا «حس ششم»؛ در کودکان و نوجوانان به صورت تخیلات یا اشتغالات ذهنی غریب).

– تجارت غیرمعمول ادراکی، از جمله خطاهای ادراکی جسمی.

– تفکر و تکلمی عجیب (مثلاً مبهم، حاشیه پردازانه، استعاره‌ای، با شرح و تفصیل مفرط، یا قالبی).

– شکاکیت یا فکر بدگمانانه.

– حالت عاطفی نابجا یا محدود.

– رفتار یا وضع ظاهری عجیب، نامتعارف، یا مخصوص به خود.

– فقدان دوستان صمیمی یا مورد اطمینان، بجز بستگان درجه اول.

– اضطراب مفرط در میان جمع به‌طوری‌که با آشنا شدن هم کاهش نیابد؛ این اضطراب بیشتر به ترس توأم با بدگمانی فرد مرتبط است نه به قضاوت منفی در مورد خودش.

وجود حداقل پنج مورد از این ویژگی‌ها در تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوتایپی ضروری است.

تشخیص و درمان شخصیت اسکیزوتایپال

فرد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی در شرح احوال جریان زندگی روزمره و یکنواخت خود را به تفصیل و غالباً با جزئیات نامربوط توصیف می‌کند. گرفتن تاریخچه بیماری ممکن است دشوار باشد، چون ارتباط و مکالمه بیمار، غیرمعمول است.

با بیماران دسته اول باید برخوردی دقیق و محتاطانه داشت. این بیماران الگوهای فکری ویژه‌ای دارند و برخی در فرقه‌های مختلف، آیین‌های غریب مذهبی و جشنها و مراسم جادویی و مافوق طبیعی، می‌شوند. درمانگر نباید این گونه فعالیت‌ها را تمسخر و استهزا کند یا دربارهٔ اعمال و اعتقاد آن‌ها موضع قضاوتگرانه‌ای بگیرد.

دارو درمانی: داروهای ضدّ روان پریشی برای مقابله با افکار انتساب به خود، خطاهای ادراکی، و دیگر علایم این اختلال ممکن است مفید باشد و می‌توان آن‌ها را در ترکیب با روان‌درمانی به کار برد. اگر مؤلفه‌ای از افسردگی در شخصیت دیده شود، ضد افسردگی‌ها را نیز می‌توان به کار برد.

درمان رفتاری- شناختی: دیدگاه شناختی رفتاری بیشتر ممکن است مایل به تمرکز بر تلاش برای تعیین و تغییر محتوای تفکرات اسکیزوتیپال باشد. انحرافاتی که اتفاق می افتد هم در ادراک و هم فرآیند تفکر ممکن است ارجاع دهنده باشد.